پناه بر خدا
فرزندم!
دخترکم!
دلبنده بابا!
اگر دیدی 40 سال را پر داراست,
زن ندارد و عزب اقلی نام گرفته ,
ادعای دین و تقوا درش شعله ور و سوزان است و با چشمان نحسش کاشی ها را متنانت وار می شمرد,
بدون لحظه ای درنگ و لختی تردید, اولین کلمه ی مصور در ذهن معصوم و بی گناهت کثافت و لجن مال بودن نفس خفته اش باشد.
استثناء و تبصره و این قبیل شعارات فلونی هم نداریم
دهنت را ببند, گردنت را کج کن و بلند و رسا بگو چشم!
باشد که رستگار شوی...
پی بنوشت: !!!!
بابای من،