مدارکش موجود است...
حسین دیروز یه چیزی تو مایه های 7 قدم راه رفت!
یه جوری راه می ره انگار در حال اجرای رژه ی نمایشی نیروهای مسلحه!
پاهاشو یک عالمه میبره بالا و میکوبونه زمین
تند تند قدم ور میداره. بعدم تالاپ میفته زمین و غش غش می خنده...
هنوز دستمون نیومده هیکلش چقده
هرچی واسش می خریم یا بزرگ تره یا کوچیک تر!
مامانم دیشب واسش یه دست تاب شلوارک بسکتبالی خریده بود
بلوزه دقیقا تا زانوش بود. شلوارک گشادشم که تا مچ پاش!
هرهر خندیدیم بهش!
اونم تا جایی که توان داشت واسمون دست زد و رقصید...
اینقدر پیشرفت کرده بچه م که وقتی باباش می خونه, گاوه میگه... :
بلافاصله جواب میده: ما ما!
به نظر من همین که لیوان و کاسه ی جداگانه داره سر سفره
و
با ملاقه یخ توی پارچ آبو هم میزنه
و
با کنترل تلوزیون الو الو می کنه
و
بعد از گفتن آهنگین کلمه ی سااااااااااااااااااااااااااارررررررررررررررررررررا
تکرار میکنه:
آراااااااااااااااااااااا !
حاکی از بزرگ شدن و ایجاد نوعی فهمیدگی جدید در نوه ی پسری این خانواده ست!
آره خلاصه...
پی بنوشت: اختصاصی- جهت شادی و رفع خستگی خواهرم.
بابای من،