تولدت مبارک بابای من:*
بابا؟
غصه نخوری آ، ولی فردا تولدت ئه! اگه بودی میشد 64 ساله ت! حالا ما چیکار کنیم؟
مامان میخواست واست مراسم بگیره ولی هیچ کار نکردیم. خیره شدیم به یه نقطه و سکوت میکنیم... البته من وسطاش بالا هم میارم! غم انگیز یعنی حال ئه این روزهای ما...
پی بنوشت: حالا همه چی یه طرف لباسهای نو و نپوشیده ی تو هم یه طرف. وای بابا. وقتی به عمق نبودنت فکر میکنم معنای واقعی سر به بیابون گذاشتن رو می فهمم. آخه ما بدون ئه تو چیجوری داریم میگذرونیم روز آرو؟؟؟؟
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 0:20 توسط س.
|
بابای من،