از این وبلاگای خسته بدم میاد.خیلی هم بدم میاد. خاکستری و پوچ! یهو انگار همه ی انرژی های منفی دنیا میاد تو ذهن و فکرم.خسته میشم یهو.شدید.

خودم که هیچ وقت نمی رم سراغشون. مریم دیشب گفت برو اینو بخون فلان چیز و نوشته! در ئه وبلاگش رو که باز کردم انقدر احساس افسردگی بهم دست داد که خوابم گرفت یهو! اومدم اینو اعلام کنم و برم و بخوابم و به چیزای گل و گلی و شاد فک کنم تا حس ئه بپره.

پی بنوشت: کلمات کلیدی اینجور وبلاگهام همیشه همیناس:

سیگارم. کوله م. تهران. کافکا.کافه های انقلاب. صاد/ق هدایت.قهوه ی تلخ و..... اوغ به معنای حقیقی ئه منظور!