فک میکنم همه چیز بر میگرده به علاقه ی خیلی زیاد و متعصب وارانه م به امام علی. من امام علی رو خیلی دوست دارم.در واقع همه ی امام ها رو به خاطر امام علی دوست دارم! مثلن امام حسین چون پسر امام علی است من دوستش دارم و به همین ترتیب... دقیقن نمیدونم ربطی داره یا نه ولی عشقم به امام علی که بابامِ باعث شده عاشقِ پدیده های ریش داری باشم که اسمشون بابا است... همه ی بابا ها رو عاشقم. بابا های آشنا، غریبه، خوب، بد، مهربون، نا مهربون، خوش اخلاق، بد اخلاق... همه ی ورژن های بابا در دنیا عشق ها من اند. حتی بابا های تو آسمون هم از عشق های من اند... بابای ریحان... وقتی که آخرین لحظه های بودنش رو واسم تعریف میکرد و من سعی میکردم بغض م رو قورت بدم و دلداریش بدم... بابای زهرا... وقتی که تو مسجد زهرا تو بغلم بود و من هیچ سعی ای مبنی بر دلداری و خوردنِ بغض م نکردم، پا به پاش اشک ریختم و گریه کردم...

بابا مقدس ترین واژه ست واسه من. تحت هر شرایطی. حتی وقتی بد اخلاق میشه. عصبانی میشه. اخبار دوست ترین میشه...همیشه بهترینه... همه ی اینا رو گفتم که برسم به اینجا:

من هرگز یاد ندارم که بابام جز برای سرماخوردگی دکتر رفته باشه. خدا رو هزار بار شکر و به امید کور شدن همه ی حسودا و بدخواهای زندگیش خدا همیشه لطف داشته بهمون و تنش سالم بوده. واژه ی مریض بودن بابا واسه من خیلی غریبه ست، اونقدر که از وقتی فهمیدیم یه قلقلیِ کوچولو تو مری ش گیر کرده و به سختی می تونه غذا قورت بده من یه چشمم اشکِ یه چشم دیگه م هم بازم اشک!! یواشکی همه شبا گریه میکنم و می ترسم از اتفاق بدی که شاید هرگز نیفته... همه تو خونه بهم میگن دیوانه ی ننر و این اطمینان رو میدن که با قرص و نمونه برداری یا نهایتن یه عمل همه چی رفع میشه، ولی من ترجیح میدم کل روز م رو تو کمد صرف کنم اما سخت غذا خوردن بابام رو نبینم... من توان ندارم ناراحتی و لاغر شدنِ عزیزترین موجود زندگیم رو ببینم... خدا؟ من ازت هیچی نمیخوام. فقط بابامو زود خوب کن.همه ی بابا هایی رو که ناخوش اند رو زودی خوب کن که من به همون میزان که بابام واسم عزیزه بقیه ی باباها رو هم دوست دارم...بابا از هر نوع ش جزء بهترین هنرنمایی های خلقتِ توئه...

لطفن دعا، تو این روزا، واسه بابا..

پی بنوشت: نازنین؟! امشب وقتی بهم اس م اس زدی و گفتی دعا کن بابا خوب شه، منفجر شدم ناگهان. فردا که رفتم بهشت تاکید فراوانی می کنم من بابِ باباهای ریش دار و بعضن کچل :بوس