پ
تو این و.بگذر یه چشمی هست که آدم و نگاه میکنه و هی پلک میزنه!
هر وقت می بینمش یاد چشم جهان بین و کثافت بازی های فراماسون.ری میفتم!
یه روز میام یه پست بلند بالا من باب این مسئله میذارم با یه ضمیمه پر از کتاب و فیلم و داستان دور و برمون که هر روز باهاش زندگی میکنیم و ذره ای از لایه های سیاه و کثیف زیرینش خبر نداریم! عجیب هوشمند اند این جماعت، عجیب...
پی بنوشت: بهم میگه صدای مخملی ت منو به زندگی و بشریت امیدوار میکنه! منم ته دلم غنج (قنج؟) میره و سعی میکنم که ابتدا نپرم و سپس کله ی گنده ش رو ماچ نکنم!
+ نوشته شده در جمعه سی ام تیر ۱۳۹۱ ساعت 1:9 توسط س.
|
بابای من،