ببین خدا!

ما به تو اعتماد میکنیم تو هم در عوض باید به ما آرامش بدی... آرامش و اطمینان فوت کنی توی قلبهای ما که از دل نگرانی تاپ تاپ میکنه و چشم دوخته به دستای مهربونت واسه باز کردن گره های سفت و کور. چشم و قلب ما منتظر مهربونیِ توئه؛ زیاد معطلشون نگه ندار...طفلکی هستیم دسته جمعی... متوجه شدی یا بیشتر توضیح بدم واست خدا؟! فردا و روزهای آینده رو خوب رقم بزن. تابستون هیچ وقت فصل لذت بخشی واسه من نبوده..

پی بنوشت: امشب از اون شبا ست که کمد منو صدا میکنه واسه رفتن توش و آروم آروم گریه کردن...

پی بنوشت: من همون روز سر کلاس وقتی استاد اون حرفا رو زد عهد کردم قبل از همه فقط عاشق تو بمونم، توام هوامونو داشته باش دیگه. من که میدونم خوشت میاد بهت التماس کنیم! باشه! منم کاری رو میکنم که تو خوشت بیاد...همونجوری التماس میکنم که دوست داری، خب؟ لطفن این فصل رو به خیر بگذرون...