هولدن هم؟؟ :((
و تو خواهی آمد،
و من خواهم خندید،
حتی اگر بهایش 100 سال رسوایی و شرم باشد!!
پی بنوشت: فک کنم یه چی تو همین مایه ها بود متن اصلی! واضح و مبرهن است که از جایی کش رفته و سپس تایپ کردم..
پی بنوشت: من خودم به تنهایی بشم فدای چشمای این طفل معصوم که تا در کمد سفیدم رو باز میکنم با این همه مظلومیت خیره میشه تو چشمام! من کلن نمیدونم چرا باید دعا کنیم امام زمان ظهور کنه! اصولن میترسم از ظهورش! ولی خب واسه خودم اینجوری توجیه کردم که میشه یه دستِ گرم و مهربون واسه کشیده شدن رو سر همه ی سیاه پوستا و مستضعفای جهان... سیاهِ مستضعفِ زیبای من... قلبن دلم میخواد که سخت در آغوش بفشارمت...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 0:31 توسط س.
|
بابای من،