توی درسامون زیاد با این موضوع سر و کله زدیم. تو آثار مختلف ادبی و هنری و اجتماعی و روانشناسی باهاش کلنجار رفتیم و نقدش کردیم. علل تاریخی و ریشه ها شو بالا و پایین کردیم. تقابل، تمایز و مکمل بودن سنت و مدرنیته! چیزی که تا بی نهایت جای بحث داره و بازخورداشو همیشه تو زندگیمون می بینیم. چیزی که در کنار همه ی این حرفا واسم خیلی واضح و مبرهن بود اینه که: این روزا مدرنیته، نوعی کلاس اجتماعی تلقی میشه. کلاسی که بهاش اونقدر بالا و سنگینه که اصول اخلاقی رو به خاطرش راحت زیر پا میذاریم. ریشه و آبا اجدادمون رو فراموش میکنیم و به هوای عقب نموندن از مدرتینه ی کثیف میشیم یه آدم جدید. یه آدم ناهنجاره شیک! نا هنجاری فقط به وحشی گری و کارای عجیب غریب نیست، این روزا همه در حال له کردنِ هنجار هان... به راحتی و آرومی... یه کم که تو رفتارا ی اطرافمون دقت کنیم، از بین رفتن ارزش های اخلاقی و اجتماعی رو که ببینیم می فهمیم این روزا همه ی با کلاسهایی که دم از روشنفکری و مدرنیته ی غربی می زنن در خلاء مطلق فرهنگی و اخلاقی و بعضن اجتماعی غرق شدن! بله عزیزم. داستان اینه... کاش یه کم دیدمون رو عوض کنیم...