بله دوستان!

الان چون آجیِ‌من تو دلش یه نی نی داره قده عدس و دلش هوسِ سیرابی کرده!!!! کلی خونه ی ما معطر شده از بوی مذکور! و من هم چون بعد از نقشِ عمه گی برای حسین آقا ایفا گره نقش خاله گی برای عدس هستم باید سیرابی به دست پاشم برم خونه شون تا آجیم سیرابی بخوره!

و اینکه چرا همیشه در مقاطع مهم زمانی ماشین ما بی بنزین و دور از دسترس است سوال همیشگی من بوده!

پی بنوشت: دیشب نشستم بهش یاد دادم گفتم: آجی! سیرابی چیه دورت بگردم! برنامه رو اینجوری پیش ببر که از این به بعد هوس طلا جواهر کنی! دیگه نبینم از این چیزا دلت بخوادااا! فقط بگو طلا  میخوام از این به بعد! :دی

پی بنوشت: این تیپ آدمی ام من! باور کن! خبیث و خواهر پر کن :دی