سو استفاده میکنم،پس هستم! ( سارا دکارت)
از وقتی حالم بد شده و مریض شدم داداشم هر روز بهم زنگ میزنه و هی میگه خوبی آجی؟!!!!!
حقیقت اینه که داداشم اصولن منو آدم حساب نمیکرد در این زمینه ها! یه روز ازش خواستم لطفن به من اس م اس بزن که ذوق کنم! فرداش واسم یه جک فرستاد! گفتم نه! یه اس م اس واسه شخص من بفرست! فرداش زد: سلام خره!... و این بود اولین و آخرین ارتباط تلفنی من و تاتاشم!
داداشم واسم خیلی مهمه! جدددن مهمه ها! اگه بخوام یه روز شوئر کنم طرف بدون شک باید 93٪ از اخلاقای داداشمو داشته باشه! باور کن! این تیپ آدمی ام من.برادر دوست و بی جنبه...
پی بنوشت: آدم در چنینی مقطعی از زندگی ش خیلی حرفه ای می تونه از احساسات پاک اطرافیانش سو استفاده کنه! دوستای دانشگا راهشون و دور میکنن و آدم و تا سر کوچه میارن! خانواده واست انواع و اقسام چیزایی که دلت میخواد و میخرن. آدمم بلافاصله نقشه میریزه واسه خریدن اون النگو 3 تومنیِ و سعی میکنه با جواد بعدی آزمایش به دستش بیاره! هر چی بخوای سر مریم داد و هوار میکنی و قهر میکنی! بعد اون میاد آشتی میکنه و اینا... خلاصه اینکه خیلی خوش میگذره. اصن یه وضعی...
بابای من،