قلبم شکسته.

دلم شکسته.

سرم شکسته.

گوش و چِشَم شکسته.

اگه بخوام دقیق تر بگم باید بگم اقصی نقاط روح و جسمم شکسته ولی خب دلیل نمیشه که ضعیف عمل کنم و مغلوب شم! به عزت نفس م پر و بال میدم و بغضم رو فراموش میکنم.

خیلی سخته!

همین جوری فک نکن 4 تا جمله میخونی و تمام! تک تکِ لحظه هاش روح و جسمت رو می جوئه! جوئیدنش آروم و بی صداست، اونقدر که خودتم متوجه نمیشی.

روزا و لحظه های سختی رو دارم در حال حاضر اما جلوش رو میگیرم! نمیذارم از پا درَم بیاره. یه قلب شکسته همیشه پیروز تره. این نکته ی این پست بود اگه تیز باشی و نکته سنج!...

پی بنوشت: به مدد قرصهای خوشگلی که دکتر بهم داده کمتر بالا میارم و آدم وار میخورم و راه میرم و زندگی میکنم! خدا رو شکر. ( اینکه میگم خوشگل ینی واقعن خوشگلااا! یه کپسولایی که یه طرفش قرمزه یه طرفش بی رنگ! اون ورش که بی رنگه توش پر از گیلگیلی های سفید رنگه!‌جدددن زیباست!)

پی بنوشت2 : 2 روز دیگه جواد آزمایشم میاد و من میخوام امیدوارم باشم و بگم همه چی آرومه و عدده فلانِ معده م بالا نیست!

پی بنوشت3 : یه دوست خوبی دارم من! به نظرم یه نوع خوشبختیِ که دوستت به چرت ترین و وراجی گونه ترین درد و دلات گوش بده و با سکوتش بهت اجازه بده های های براش گریه کنی و اشک بریزی . داشتن دوست خوب و با معرفت خوشبختیِ! اینکه گه گداری بهت گوشزد کنه کی هستی و خودت و ببینی. بازم خدا رو شکر بابت دوست خوبم!

پی بنوشت4 : تو گوگول که سرچ کردم نوشته بود یکی از راه های بهتر شدن و درمان لوزول ام استراحت است! انقد ذوق کردم بابت این جمله که میشینم واسه همه میگم! نوشته بود خواب و خوراکِ اندک! خیلی راه درمانیِ دوست داشتنی ای است! :دی تا باشه از این نوع درمانا...

پی نوشت5 : کتاب نقد ادبی م گم شده! نه زیر تخت بود نه کتابخونه! نیست! بعد 3 هفته که میخوام برم سر کلاس و اومدم درس بخونم کتاب گم شده! کجا جا سازیش کردم خدا میدونه!

پی بنوشت6 : وبه قول شاعر که چه زیبا میگه :

But now I hold my head up high
And you see me somebody new
I'm not that chained up little person still in love with you