مثلن بابای حسین بهش یاد داده که:

عمو زنجیر باف...بله...زنجیره منو بافتی؟...بله...پشت کوه انداختی...

بعد حسین با عقل دو ساله ی خودش اینجوری یاد گرفته و می خونه:

عمو زنجیر باف...بله...زنجیره بابا یاسر و بافتی؟...بله...

یا

وقتی مامانش یادش داده:

بارون بارون بارونَ هی

دسته بدم دستم چشم انتظارم هی...

حسین با توجه به تحلیلای ذهنی خودش می خونه:

بارن بارون بارونَ هی

دسته بده دست مامان هُمَیه هی...

من که به شخصه تک تک جملات بالا رو حاکی از هوش سرشارش میدونم! (فداش شم)

پی بنوشت: اسم مامانش رو سخت و پیچیده تلفظ میکنه جوری که قافیه ی شعر کاملن بهم میریزه.

پی بنوشت2: 5روزه دیگه امتحانام شروع میشه و من کلمه ای نخوندم. خوب کردم!