تا حالا حسود نبودم

نه حسود

نه کینه ای

نه لجباز.

این 3تا خصوصیت و هیچ وقت نداشتم و امیدوار بودم که هرگز هم نداشته باشم,

ولی امشب

امیدواریم محکم خورد تو دیوار و حسود شدم.

حسودی کردم!

البته هنوز دقیقن نمیدونم حسودی بوده یا نه

ولی از اونجا که یه چی مثه قلوه سنگ واسه دقایقی گیر کرد تو گلوم و یهو غمگین شدم حدس میزنم که حسودی بوده.

اینا علائم حسودیه, نه؟

آدم چشاشو ریز میکنه و یهو میره تو فکر!

من

امشب حسودی کردم

و

مفهوم حسود دقایقی نیاسود رو درک کردم ( امیدوارم که این جمله به هرگز نیاسودن تبدیل نشه).

پروردگارا!

حسودی را از روح یاسی رنگم در این شب زمستانی دور کن....

آمین...

پی بنوشت: سوسیس خوراک مزخرفی ست. سوسیس خوراکی ست بس گاو و بی شخصیت. خاک تو سر سوسیس و جد و آباداش.