سولاخ بودن یا نبودن, مسئله این است.
نوک انگشت سبابه ی دستکش سمت چپم سولاخ شده. البته سولاخ که نه. ینی عمقش به سولاخ نمی خوره. مثلن میشه بهش گفت شکاف یا روزنه یا نه, همون سولاخ معنا رو بهتر و بیشتر القا میکنه. میگفتم. از اونجا که نوک انگشت سبابه ی دستکش سمت چپم سولاخ شده زمانهایی که در بیرون از منزل و هوای آزاد قرار دارم یخ میکنم و دلیل سرما و یخ کردنم رو کاهش دما یا استقرار دانشگاه بر روی کوه ها ( به قول مامان بزرگم که میگه آخه اونجا رو کوهه) نمیدونم بلکه تنها علت موجود رو سولاخ مذکور می پندارم. دکمه ی مربع گوشیم هم سولاخه. گوشیم از این 1110 هاست. نمیدونم 1110 است یا 1011. هر چی که هست یه چیزه خیلی ضایعیه. البته به نظر بقیه و بچه های دانشگاه که ترمهاست منتظر عوض شدنشن, ولی من خودم هیچ مشکلی باهاش ندارم خیلی هم ازش راضی ام. تنها چیزی که باعث نارضایتی م شده همین سولاخ ایجاد شده در دکمه ی مربعشه. وقتی میخوام شارژ چک کنم یا آنتن بیابم باید حتمن یه سیخی,میخی,نوک مدادی,خودکاری چیزی باشه که توسط اون کلید مورد نظر رو فعال کنم و مربع داشته باشم. و سولاخ پایانی امشب رو بچه م حسین به وجود آورده که من خودم به شخصه مبهوت توانایی طفلی 2ساله در پدید آوردن چنین سولاخ عظیمی هستم! یکی از تفریحات جذاب و شادی آوار نی نی مون اینا نشاندن فردی مثه عمه کنار خودش و مداد رنگی ها و اصرار در کشیدن ببو در سایزها و رنگهای مختلف است و تفریح دیگرش خالی کردن کیف پول و بیرون ریختن تمام پولها و کارتهای داخل کیف است که از قضا میزنه و کارت دانشجویی عمه سارا هم تو کیفه و باز هم طبق بازی های رنگارنگ زمانه عمه سارا تا کنون کارت و پرس نکرده و 3 سال همینجوری پلشتی ملشتی حملش کرده در کیف پول. لحظه ای غفلت و تنها گذاشتن حسین با مداد رنگی ها و کارت مقوا پیزوری و اینها کافی بود تا به توانایی فرزندکمان در ایجاد سولاخی بزرگ در گوشه سمت چپ مایل به وسط کارت پی ببرم! کارت دانشجویی یمان هم سولاخ شد باشد که رستگار شویم در پاسی از شب!
من به شخصه سولاخ رو نوعی ضعف تلقی میکنم .حالا چه سولاخ دستکش باشه چه سولاخ گوشی چه سولاخ کارت دانشجویی. حتی سولاخ دل و دلتنگی اش برای تو نیز هم نوعی ضعف است عزیزدل..ّ..
پی بنوشت: سطر آخر واج آرایی دل دارد...
بابای من،