به نظر من یکی از آرزوهای نگفته ی تاریخ بشر این بوده که:

"کاش تمام غصه هایم یک قصه بود."

البته دقیقن یادم نیست که این نظر من بوده یا قبلن جایی خوندمش. در هر صورت تو ذهنم بود و مجبورم که تایپش کنم.

پی بنوشت: احساس میکنم یه مربع در ابعاد 7 در 3 تو معده م زخم شده و قرمزه.می سوزه. خون میاد.دردش جهنمه.وقتی درد معده مو به زبون میارم آروم تر میشه.به این میگن معجزه ی سخن و قلم! جدی ش بگبرید...